امروز دريافته اند كه:در قديم چه مكافاتي بود سفر به خانه ي خدا و راه هاي دراز و كويرها و كوه ها و درياها در ميانه و خار مغيلان در بيابان و حراميان در كمين و خطرها همه جا در انتظار و حال چه آسوده و بي دردسر شده است با اين ((جت هاي ايراني))!فاصله ي يك سال راه را دو ساعت و نيمه از تهران تا جده مي رود و از آن جا نيم ساعته تا مدينه
آنجا و همه جا آب لوله و هتل سه ستاره و پلو ايراني و پرتقال لبناني و شير دانماركي و لواش عماني و...واقعا خوش مي گذرد!بخصوص كاروان ما كه خوب خرج مي كرد و خوب بلد بود و همه جا ما بهترين جا را اشغال مي كرديم و بهترين سفره ها را مي چيديم و بهترين...واقعا
ول كنم گفتگو از اين خرهاي خدا را گرچه دلم مالامال نفرت از اين هاست كه سنت زيباي ابراهيم و فرهنگ درياي سرشار معاني او و آن همه اشارات شگفت و ضربه هاي انقلابي كه در اين داستان حج هست به دست اين ها افتاده است.اين ها كه حتي عرضه ي چريدن و نگاهداري چراگاه و آبشخور خود را ندارند.
و اين آخوندهاشان كه چه بادي و چه خاطر جمعي و با چه اطمينان و يقين و جامعيتي از حج و مناسك آن سخن مي گويند. چه كس به اين ها مي تواند گفت كه شما اين خانه را به همان گونه و به همان اندازه مي شناسيد كه شيخ حسين خرمايي سمفوني شماره ي پنج بتهوون را و اليزابت تايلور كتاب شرح تعرف بخاري را و لويي آرمسترانگ كشفيات حضرت آيت الله آميرزا خليل در باب پرتاب آپولو در قرآن مجيد را
بالاخره به همان اندازه كه من اين مغزهاي امپرمابل ضد ضربه ي نشكن و ضد مغناطيس و ضد همه چيز درون كله هاي باند پيچيده ي شما را كه شصت سال شب و روز در اسلام و دين و علوم مذهبي غرق اند و نمي از اين دريا به درون آن نفوذ نمي كند و در شگفتم كه اين چه ايزولاسيون دقيق و قيراندود كردن ماهرانه اي بوده است.
+
نوشته شده در ساعت 14:23 توسط خودش
|